ربیع الاول مبارک | بلاگ

ربیع الاول مبارک

تعرفه تبلیغات در سایت
دو ماه گذشته اتفاقات زیادی افتاده مثلا  جناب پدر وقتی برای خرید کتاب به انقلاب رفته بودند ماشین را در محل پارک ممنوع گذاشتند و عوامل محترم و وظیفه شناس راهنمایی رانندگی اون را به پارکینگی امن منقل کردند .  72 ساعت دنبال کارهای ترخیصش بودیم خدارو شکر بچه ها توش نبودند.  در ابتدای ماجرا  زمانیکه جناب پدر تلفنی به من اطلاع دادند من از فرط ناراحتی به بچه ها گفتم: من می رم خونه مامانم  تا یه کم آروم بشم اصلا حوصله ی جناب پدر را ندارم  

  وکیل مدافع جناب پدر (سارا خانم) فرمودند: دقیقا زمانیکه بابا بهت احتیاج داره می  خواهی بری خونه ی مامانت؟ الان یه اشتباهی کرده تو باید باشی تا دلداریش بدی

من هم که عصبانی فریاد زدم : تو که هستی دلدارش بده 

سارا هم  درحالیکه چشم در چشم من دوخته بود  گفت: من زنش ام ؟ 

ومن کلا خلع سلاح شدم 

...
نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 2:26